ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

یلدای خوابگاهی :D

دوشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۲۵ ب.ظ

یادم نمیاد آخرین باری که شب یلدا تو خونمون بودم کی بوده :) سالهاست این شب رو تو خوابگاه بودم و قسمت نبوده خونه باشم

البته راستشو بگم این شب زیادم واسم شب خاص و ویژه ای نیس :))) درحالت عادی حس خاصی بهش ندارم... ولی میدونی فقط کافیه یکم شرایط متفاوت باشه ، اون وقت عادی ترین چیزهام واست مهم و خواستنی میشن!!!

همینکه جو و حال و هوای شب یلدا رو همه جا میبینم یجوریه...

البته خیلی از بچه ها میرن میوه میخرن و جشن میگیرن واسه خودشون .. اونقدرام بد نیس خوابگاه :)) .. ولی میدونی من حال ندارم ولش کن :)) یلدایی که تو خونه نباشه میخوام هیچ جای دیگم نباشه :))

من که تمام امشب رو رو تختم میشینم و پای لپ تاپ کارای گزارش دوم پروژه ام رو انجام میدم :)))))))))))))))))

دلت واسه خودت بسوزه :D


پی نوشت:

اوه هم اتاق خودمون مهمونی گرفتن هم اتاق بغلی که از دوستامونن :)))))) آدم دلش میخواد پاشه برقصه :)))) ولی حیف کلی کار دارم همینجوری فیض میبرم :))))


۹۴/۰۹/۳۰ موافقین ۱ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۲)

:((((((((
پاسخ:
چرا گریه؟ :)
اشکال نداره. الان دیگه روز اول زمستون، ولنتاین، سپندار، روز اول بهمن و روز حسابدار و .... همه تبریک میگن و خوشحالن.
حالا این یلدا نشد، ایشالا یه روز دیگه.
پاسخ:
اوه گفتین ولنتاین .. ولنتاینم نزدیکه :((
بگین ایشالا ولنتاین :))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">