ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

آخرین مطالب

بچه دار شدیم :))

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۰ ب.ظ

پنج شنبه نمایشگاه بین المللی قرآن رفتم.. حال خوبی بود.. واسه منی که سالها با یه تناقض زندگی میکردم.. من تو خانواده تقریبا مذهبی بزرگ شدم.. اما هیچوقت بابت چیزی اجبار نشدم...  نماز میخوندم و چارچوب های مشخصی داشتم ، اما ظاهرم چیزی متفاوت از باطنم بود.. و همین تناقض انگار خودم رو هم آزار میداد و آرامش نداشتم اما ازش بیخبر بودم.. اما آقامون منو به اون درجه بالاتری که پتانسیلشو داشتم رسوند و بابتش ازش ممنونم.. متعاقبا به خدا هم نزدیکتر شدم، خدا دوسم داشت و ایشون وسیله ای شد برای عاقبت به خیری من..


اما جریان پنج شنبه:

همین که میخواستم وارد سالن بشم یه خانومی پشت یه میز کوچیک ایستاده بود و ازم خواهش کرد تا کمی از وقتم رو بهش اختصاص بدم.. من عجله داشتم تا برم توی سالن.. اما نمیدونم چه نیروی عجیبی منو نگه داشت.. نتونستم برم توو... موندم... گوش کردم... مخالفت نکردم... دستم رو جلو بردم و یکی از اون فرم هارو پر کردم.. نوبت انتخاب رسید... به عکسای همشون نگاه میکردم و غم سنگینی رو دلم نشست.. بدون اغراق نیم ساعت ایستاده بودم و فقط نگاهشون میکردم و نمیتونستم... اشک تو چشام حلقه زد... دوست داشتم میتونستم همه شون رو انتخاب میکردم... دست آخر یه پسر بچه رو انتخاب کردم .. چشاش توی عکس غمگین بود... خانومه میگفت ان شاءالله نتیجه شو میبینی.. اما من تو دنیای دیگه ای بودم ...



آقامون همیشه استقبال میکرد از همچین چیزی... پس باهم گرفتیمش... پنج شنبه شب قدر بود.. شب شهادت امام علی بود... همون امام علی که بعداز رفتنش یتیم ها تنها شدن... دلم میخواد بگم خدا مارو انتخاب کرد و این بچه یتیم هم از طرف امام علی بود  ......... میدونی.. میدونم کار شاقی نکردم.. حتی مامانم سالهاست چندتا بچه گرفته و جایی نمیگه... اما چون خودم اولین بارم بود.. چون حتی درحال حاضر شرایطش رو نداشتم.. اما یهو واسم اومد بخاطرهمین شک داشتم که اون لحظه خودم هستم.. خودم تصمیم گیرنده نبودم... خواست خدا بود..


+ شب قدری چنین عزیز شریف .................. با تو تا روز خفتنم هوس است                (حافظ)


۹۶/۰۳/۲۷ موافقین ۶ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۳)

آفرین.
پاسخ:
ممنون. امیدوارم بتونیم مسئولیتمون رو خوب انجام بدیم
سلام 
همیشه از خوندن وبلاگتون حس خوبی می گیرم همیشهههههههههههههههههههههه
سالم و موفق و خوشبخت باشید
پاسخ:
سلام
آخی واقعا؟؟؟ :) چقد خوشحال شدم اینو شنیدم
همچنین :)
۰۳ تیر ۹۶ ، ۲۱:۱۴ اف تی خانوم
سلام
الن یعنی ازدواج کردی ؟ کی؟ من فک کردم فقط نامزد کردی
 الن ازدواج کردی و بچه رو به فرزندی قبول کردی؟ پس چرا تو خوابگا زندگی میکنی
شوعر و بچه ات کجا میرن پس؟ بعدا میخوای بچه هم بیاری خوذت؟ 
خخخخخخخخخخ ببخشید اینقد پرسیدم کنجکاو بودم
ایشالا باقیات صالحات باشه براتون چه د ردنیا و چه در اخرت:)

پاسخ:
سلام
آره فعلا خوابگاهم و هنوز ازدواج نکردیم.. ولی بچه به فرزندی گرفتیم.. اما با ما زندگی نمیکنه.. منتها چون وضع مالی مناسبی ندارن ما کفالتشو گرفتیم و بهشون قراره از نظر مادی و معنوی کمک کنیم.. بچه گرفتن لزوما به معنی آوردنش به خونه خودت و زندگی کردن باهاش نیست..

بله بعداز ازدواجمون هم حتما خودمون هم نینی دار میشیم :) .. آدم هم میتونه خودش نینی داشته باشه و هم بره بچه به سرپرستی بگیره.. این دوتا کار باهم تضاد ندارن..

+ نه خواهش میکنم .. من ناراحت نمیشم از سوال پرسیدن :)

+ ممنونم ان شاء الله واسه همه مون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">