ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

آخرین مطالب

می شود و نمی شود...

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۰۶ ق.ظ

اشک میریزم برا مظلومیتش .. برا مظلومیتت...

اشک میریزم واسه تمام این سالهاش.. واسه تمام این سالهات...

عکساشو نگاه میکنم و اشکام بازم سر میخورن...

دیر شروع به دوست داشتنش کردم.. کاش تمام عمر دوسش میداشتم...

نمیدونی چه حالی بودم وقتی دیشب ساعت 12:36 یهو رفتی ... هیچوقت بدون شب بخیر نمیخوابیدی... دلشوره داشتم.. یکساعت بعد اومدی و گفتی که چی شد...دوباره رفتی و ساعت 3:51 بی مقدمه گفتی داریم میریم بیمارستان...

میدونی چه حالی بودم؟؟ میدونی الان که دارم مرور میکنم چه حالی ام؟؟

امشب ساعت 9:04 دیقه که اونارو بهم گفتی .. دیگه دلداری "ال" و "ام" هم مرهم نمیشد... میدونی؟؟ باورم نشد... عین دیوونه ها اینترنت رو زیر و روو کردم.. تنها کاری که از دستم برمیومد... امید میخواستم... هنوزم میخوام...

عموت هم داره میاد ایران.. و من چقدر احساس عجز میکنم... عاجز از اینکه آرومت کنم.... من توی این گوشه تاریک و تو مواظبی پتوش از روش کنار نره... نمیدونم چرا دارم اینارو اینجا مینویسم... نمیخواستم غم هارو ثبت کنم و یادآوری بشن بعدها.. اما مگه میشه این روزارو ثبت نکرد؟؟؟ مگه میشه بخوام فراموش کنم حال عزیزترینم رو .... مگه میشه بخوام نوشته هام تنهات بذارن؟؟؟؟.....

۹۶/۰۶/۱۵ موافقین ۱ مخالفین ۰
شاداب :)