ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

آخرین مطالب

یه اتفاقاتی افتاد این چند روز که وقت کنم به زودی مینویسم تو وبلاگ..
درحال حاضر وسط یه عالمه آشغال نشستم :)) آشغال منظورم البته mess هستش.. (اینو چندساعت پیش نوشتم البته :دی.. چون درحال حاضر افقی ام :)) )

فقط همینو بگم که امشب آقامون کلی کمکم کرد تو ترجمه یه متن خیلی سخت.. میدونی؟ هر آدمی باید یکیو داشته باشه که بهش بگه " تو برو یه چیزی بخور, من برات انجام میدم".. بعد یهو انگار یه نسیم خنک میاد و از ته دل خیالت راحت میشه.. جالب اینجاس که من آدمی ام که اصلا و ابدا نمیتونم کارامو بسپرم دست کسی، چون همش نگرانم و فکرم پیش کار میمونه و اونقدر هی خودمم میام سرکشی که اگه از اول خودم انجام میدادم درواقع سنگین تر میبود :| .. اما آقامون فرق میکنه.. اونقدر بهش اعتماد دارم که میدونم اگه تصمیمی بگیره، اگه کاری قرار باشه بکنه هیییچ نیازی نیست نگران باشم.. میتونم با خیال راحت کار دیگه ای بکنم.. و این حالت برای کسی مثل من هم عجیب و هم شیرینه..


+ الان رفتم پارچ آبو پر کردم بذارم تو یخچال، چشمم به پرتقالی افتاد که چارلی بهم داد اون روز :)))))) میام تعریف میکنم .. آشنا میشین حالا با بچه ها :دی


۹۶/۱۱/۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">