ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

وای بعضی وقتا چقد الکی غصه میخورم :)

واسه چیزایی که بعدا که بهشون نگاه میکنم میبینم ارزش غصه خوردن نداشتن :)

من خیلی خوبم و خیلی خوشحالم

زندگی بهتر از این نمیشه :)

امروز باز چندتا از مدیرا و معاون های اجرایی مپ/نا رو ملاقات کردیم... قرار بود که امروز استادمون,  من و یکی دونفر منتخب دیگه از بچه های کلاس رو ببره بازدید از مپ/نا.. ولی جور نشد واسه همین اونا اومدن دانشکده ما... ولی قرار بر این شده سری بعدی بریم بازدید :)
وای خیلی خوبه.. اصلا وقتی مپ/نایی هارو میبینم انگیزه زندگی در من افزایش می یابه :))))
البته درواقع یه مورد دیگه ام هست که وقتی میبینمش شدیدا به اراده ام اضافه میشه.. اونم کسی نیس جز پروفسور "ا"
اصلا کاش میشد اینجور آدمارو هر روز دید..


شاداب :)
۲۸ مهر ۹۴ ، ۰۱:۰۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۷ نظر

                                                                       



یکی از بهترین حسای دنیا میدونی چیه؟؟؟؟

اینکه بدون استرس, با آرامش,  پیش بابا مامانت باشی.. شبا بری خارج از شهر,  تو روستا,  دور دور, شیشه رو تا آخر بیاری پایین باد خنک با سرعت به صورتت بخوره.. صورتت یخ بزنه... باخودت بگی چرا دماغت بزرگ نیس برای استفاده بیشتر از اکسیژن ناب .. با تمام وجود بوی شلتوک و شالیزار هارو وارد ریه هات بکنی...اونقدر بو بکشی تا دماغت درد بگیره... صدای جیرجیرکا... ستاره هایی که تو آسمون روستا از هرجای دیگه گنده تر و نزدیک تر به نظر میان... همه اینارو بخوبی ثبت میکنی مثل یه ذخیره انرژی!!... تا بعدها وقتی کیلومترها دوری با یادآوریش همون حس خوب به سراغت بیاد..

چه حیف که زندگی برای ما صبر نمیکنه...

.

.

.

اون روز یه همایش تو دانشکده برگزار شد... واقعا هدف ماها از اینهمه سخنرانی چیه؟؟؟؟؟ تک تک حرفاشونو حفظ بودم... خوب همه اینارو که خودمم میدونم! حالا برادر من بگو راهکارت چیه؟؟؟!!! ینی از این همایشه 8 ساعته من فقط و فقط تنها چیز مفیدی که به دردم خورد و یادداشت کردم چندجمله از یکی از مدیرعامل های شرکت مپ/ نا و چندجمله از یکی از مشاورین رییس جم/هور بود!!

حالا اینا هیچی... یه قسمتی از همایش یه کلیپ در راستای معرفی دانشکده مون بود!!! ینی دانشکده مونو داشتن به خودمون معرفی میکردن؟! حالا بازم تا اینجاش اوکی عب نداره... آخه مشکل اینجا بود کلیپش هم کلیپ درستی نبود... آخه واقعا دونستنه اینکه دانشکده مون چقد مساحت داره و چندتا میزو صندلی و کامیپیوتر و قاشق چنگال و حوض و اردک و ... داره به چه دردی میخوره؟؟؟؟ جالب تر اینکه یه آهنگ حماسه برانگیز هم روی کلیپ گذاشته بودن که واقعا دیگه خنده منو درآورده بود ...

دیدگاه کاملا یه دیدگاه حسی بود... آدم حرصش درمیاد که کساییکه داعیه بهترین بودنارو دارن هنوز تو اولین و پایه ای ترین مسائل درک شون در این حده...


پی نوشت:

دوس دارم بدونم اوناییکه تو همایش ها کله شون به چپ و راست میچرخه و درواقع کلا به آدم ها نگاه میکنن, فازشون چیه؟!!


شاداب :)
۱۵ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر