ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

شاعر میگه گریه کن گریه قشنگه

دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ۰۴:۲۶ ق.ظ

1. استاد عزیزم بالاخره از مسافرت برگشت... دیروز ساعت 10 باهاش قرار داشتم شب دیر خوابیدم صبح ساعت 9:45  دیقه از خواب پا شدم!!! و فقط وقت کردم لباسامو بپوشم و با مقنعه و مانتو مسواکمو برداشتم که برم بزنم.. بعد از اینکه مسواکمو زدم و میخواستم آب بزنم مسواک رو یه دختره کنارم بود یهو برگشت با لحن خنثی ای گفت میشه آبو ببندین؟؟؟ من یکی از ابروهامو انداختم بالا و گفتم چرا باید اینکارو بکنم؟؟؟؟ همینکه شروع کرد به منبر رفتن که : میدونی ذخیره آب فلان مقداره و ... دیگه بقیه حرفاشو نشنیدم با بی اعتنایی سریع گفتم باشه من دیرم شده باید برم... دختره دهنش باز مونده بود از ادامه حرفش :)))))))

اولا من بیخودی آبو باز نذاشته بودم

دوما کسی که بهم دستور بده رو محل نمیدم .. مگر اینکه شخص مقابل از عزیزام باشه..

2. شیر با چی پف بالشی خوشمزست :)))))))

3. آدما درعین اجتماعی زندگی کردن حقیقتا تنهان... فقط خودشون میتونن زندگیشونو دچار تغییر بکنن.. هیشکس دیگه به اندازه خود آدم به این کار توانا نیست... نباید منتظر بشینی که کمک برسه.. فقط رو کمک خودت حساب کن ..آره خودت عزیزجان.. 

4. بعد از 6 ماه هی میخوام برم آرایشگاه یه رنگی به موهام بدم ولی وقت نمیکنم.. البته بهتره بگم دل و دماغ مورد نظر موجود نیست! 


۹۴/۰۵/۱۹ موافقین ۱ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۵)

سلام
خداقوت بابت زحماتی که برای آینده ای روشن می کشید
*چرا ناراحت شدید؟ اون که نگفته آب رو ببند. گفته میشه ببندی؟ خب اشکالی هم نداره. خوبه که یکی حواسش هست حتی اگه ریا بوده و خودنمایی.اینکه دهنش وا موند.....کار خوبی نکردید البته نظر منه(البته شایدم دارید اینطوری بیان میکنید). رفته بودم سالن مطالعه و دیدم موکتش کردند. یکی از بچه ها با کفشاش رفت تو و دیگه هیچی... در آورد گذاشت بغل دستش و شروع کرد به درس خوندن. منم داشتم میرفتم بیرون از سالن. ازش اجازه گرفتم و کفشاشو بیرون گذاشتم. گفتم اون بیرون میذارم بعدا بردارش. ناراحتم نشد.از دفعه بعد دیدم درآورده بیرون. با کفش رو موکتای سالن مطالعه!!!!!!
*شیر با چی پف؟ حتما واسه بچم این مدلیشم امتحان میکنم.
*بهتون گفتم که برید خونه. نرفتید؟؟ 
*  ...
دلتون شاد. روحتون تازه،لباتون خندون و خودتون شاداب بمونید.
موفق باشید
RS

پاسخ:
سلام
لطف دارید به من
اتفاقا اصلا از حرفش ناراحت نشدم فقط دلیلی نمیدیدم به حرفش گوش کنم :)) چون من واقعا بیخودی آبو باز نکردم .واسه همینم تعجب کردم.. حرفش به جا نبود وگرنه مشکلی نداشتم..خوبم هست که همه بفکر باشن.. و اینکه خوب واقعا دیرم هم شده بود.. من نهایتش 2ثانیه آبو زودتر باز کردم ایشون بخاطر 2ثانیه میخواست 2ساعت سخنرانی کنه :)) حرکت اون شخص که گفتین واضحه بد بوده.. با کفش!!!!!
خونه الان نمیتونم برم چند روز دیگه موعد کنفرانس هست و باید یسری کارا انجام بدم.. وگرنه دلم اونجاست.......
آره چی پف.. البته دو نوع چی پف داریم.. من منظورم اون چی پف بالشی شکلاتی هاست که اصلشم اینه بریزی تو شیر.. آره واسش درست کنید احتمالا خوشش بیاد :))
لب خندون :) ممنون از دعای قشنگتون
دیگه تا مدت ها وقتی شیر آبو باز بذاری یا کسیو ببینی که موقع مسواک زدن شیر آبو باز گذاشته یاد این دختره میفتی.
پاسخ:
دقیقااا.. احتمالا اونم یاد من بیفته :))
اصلا چی پف بالشی با شیر باید خورده بشه
پاسخ:
آره البته من خالی ام میخورم گاهی :دی :دی :دی
دعا میکنم دلو دماغه موجود بشه .. ;D
پاسخ:
بلند بگو آمین :دی
سلام
وقتی یکی بگه برو فلان کار رو بکن به آدم برمیخوره البته بستگی داره که کی گفته باشه ها ولی حس خوبی نیست 
اگه لحن حس مشارکتی داشته باشه بهتره
.....
تنباکویی؟
اگه حافظه ی آلوده به آلزایمرم خوب کار کنه

پاسخ:
سلام
اون که صد در صد بستگی داره کی بگه... اگه شخص ویژه ای باشه لحن مشارکتی هم نباشه عب نداره :))))
به به درسا رو هم همینجوری خوندیاااا باریکلا :))) اگه این آلزایمره پس من چی دارم؟؟ :))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">