ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

برف آمد و تو نیامدی :D

دوشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۴، ۰۴:۱۴ ب.ظ

اولین برف امسال ... هی روزگار... من عاشق برفم.. زمستون هوای سرد... اصلا تابستونو دوس ندارم...

همیشه دلم میخواست تو روز برفی با کسی که دوسش دارم باشم.. هیچ کار خاصی ام نکنیم فقط بریم تو برف قدم بزنیم یا یه چایی بخوریم تو هوای سرد..یه همچین بچه قانعی ام من والا :))) ... ولی فعلا که نیمه گور به گور شده ام پیداش نیس معلوم نیس الان داره چیکار میکنه :))))))))


اصلا نیمه گمشده به اسفل السافلین :)))) یه دخترم پیدا نمیشه پایه باشه بریم یکم حالمون عوض شه :)))

عکس اول پشت ساختمون 1 که ما باشیم هست... عکس دوم و سوم مربوط میشه به زمین چمن خوابگاه.. ببین چه باحال شده.. البته نمیدونم چرا زیاد تو عکس هوا مشخص نیس خیلی خوبه هوا...

حیف دیر عکس گرفتم.. بارون اومد یکم برفا آب شد... خدا میدونه ولنجک الان چه خبره :( یکی از تلخیای اینکه دیگه بهشتی درس نمیخونم همین قضیه است... بهشتی دوستت دارمممممم منو ببخش :))





برج میلادو ببین یخ زده حسابی..




اینجاهم جلوی ساختمون ماست.. اون ساختمون روبرویی هم ساختمون 4 هستش.


خوب دیگه همینااا...

یه وبلاگایی یه پستایی آدم میخونه اونقدر قشنگ از لحظاتشون میگن ولی خوب آدم فقط مجبوره نگا کنه :))) عشقشون پایدار :)


بعدا نوشت:

پیرو پست قبل بند 1 همچنان معتقدم درش رو باید گل بگیرن... یکشنبه طبق قرار ملاقاتی که از پروفسور "ا" گرفتم رفتم باهاش صحبت کردم و ایشون که بشدت کلاس کاریشون بالاست و هرکسیو قبول نمیکنن :)) بنده رو در اون حد دونستن که قبول بفرمایند استاد راهنمای من بشن برای پایان نامه :)

هورا :دی .. البته درجریان هستم که پوستم حتما کنده خواهد شد :)

ولی از اونجاییکه من تمام تابستونم رو صرف یک طرح پژوهشی با یکی از اساتیدم کردم و همه وقایع رو لحظه لحظه اینجا ثبت کردم و الان فهمیدم که پرفسور مربوطه که میخوام پایان نامه باهاش وردارم هیچ استادی رو بجز یکی دونفر قبول ندارن و فرمودن حق هیچ همکاری با هیچ استادی بغیر از خودش رو ندارم!!!!! و اینجوری شد که الان باید اون استادم و اون طرح چند میلیونی که براش چندماه زحمت کشیدم رو ول کنم به امون خدا... چه تابستونی رو من حروم کردم آخ...  فک کن که فردا با اون استادم قرار دارم و نمیدونم چه جوابی برای قطع همکاری بدم؟؟ :(((((( دعا کن برای مصاحبه دکترا جزو اساتید نباشه یا ترم بعد باهاش کلاس نداشته باشیم :(( یا مثلا داور پایان نامم نشه :((( بدبخت میشم..همین..

حالا متوجه شدی چرا میگم درش رو گل بگیرن؟؟؟؟؟؟؟ قبل از هر حرکتی باید یه نفر بیاد روابط حسنه و غیرحسنه اساتید رو واسه دانشجوی فلک زده تعریف بکنه .. هه...

مورد دومی که معتقدم درش باید گل گرفته شه اینه که الان 3 روزه که ساختمون 1 خوابگاه که ما باشیم اینترنتش قطعه.. و تو این برف و سرما باید لپ تاپ کول کنی ببری ساختمون 4 بلکه اینترنتش بگیره کاراتو بکنی!!!

حالا بازم بگو اینجا خوبه


۹۴/۰۹/۱۶ موافقین ۱ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۲)

برف که نداریم:))

دانشگاه و خوابگاهمون هم که صد مقابل در وضعیت فجیع تری قرار داشت
 فک کن تازه ترم اخر یادشون افتاد برامون اینترنت بزارن تاااازه:/

بسی خوشنود باش خدای را سپاس گوی که در شهرستان ها تحصیل ننموده ای:دی
پاسخ:
سلام :)
جدی؟؟ مگه میشه خوابگاهی اینترنت نداشته باشه؟؟؟ البته یه چیز بگم خوشحال شی.. بهشتی که بودم لیسانس ینی همین چندسال پیشا، تو اتاقا اینترنت نداشت که.. فقط سایت خوابگاه اینترنت داشت باید نوبتی سیستم میگرفتی!!!! یا اگه لپ تاپ داشتی میتونستی ببری تو اتاق سایت از اینترنت استفاده کنی.. تا این حد فجیع!!!! دیگه سالای اخر بودیم اینترنت اتاقام وصل شد!
والا من چندین تا دوستمو دیدم دانشگاهای شهرستات بودن خیلی بیشتر و بهتر بهشون میرسیدن .. ینی داشنگاهای تهران با این همه دبدبه کبکبه بازم نمیشد مقایسه شون کرد!!
منم این روزها در همچین تنگنایی بین چند استاد گرفتار شدم.

ماجرام شده مثل ماجرای اون قاسمی توی کلیپ سوریلند.
اگه کلیپ رو ندیدید اول ببینید که یکم توجه ماجرا بشید.
http://www.aparat.com/v/ptLCB

الان من یه موضوعی رو دارم مطالعه میکنم که همزمان داره برای سه جا کار میشه.

1- پروژه یه درسیم با استادA
2- پروژه کارشناسیم با استاد B 
3- ارسال مقاله با موضوع تقریبا مشابه 1و2 به یه کنفرانس مهم

در واقع صاحاب کار هم در وهله اول خودم هستم و استادB .البته کار ، بین رشته ای هست و حتی استاد B هم هیچی از موضوع نمیدونه و من مدام باید براش توضیح بدم که دارم چکار میکنم.

الان من موندم که موضوع ارسال مقاله رو با کسی مطرح کنم یا نه؟
مطرح کردن یا نکردنش مزایا و معایبی داره که از حوصله این کامنت خارجه و خودتون هم درگیرش هستید! 
از معایبش مثلا اینه که اگه استاد B بفهمه مقاله م اکسپت شده و بهش نگفتم معلوم نیست چه بلایی سرم میاره!!

اون روز با استاد B کلاس داشتم و جلوی همه برگشت گفت: دیروز این کلیپ فلان رو دیدم. بعد رو به من برگشت گفت: نمیدونم چرا این قاسمی رو میدیدم فقط یاد تو میفتادم!!

اونجا بود که من :| شدم!

الان واقعا گیر کردم عین شما و یکم گیج میزنم...
.
 

پاسخ:
آخ از دست این تنگناهایی که واسه ما داانشجوهای طفلی درست میکنن!!!

واااای البته که کلیپ های سوریلند رو میبینم.. عالین :))))))))) وای نگو راس میگیاااا منم الان که گفتین با دیدن قاسمی یاد شما افتادم خخخخخخخخخخخخخخ
خیلی خوب بود دم استادتون گرم :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))
اوه مطمئن باشید استاد B خیلی ناراحت میشه و معلوم نیس چیکارتون کنه خخخخخخخ وای خیلی خندیدم :)))))))))))))
البته بستگی به استادش هم داره خوب.. ببینید چه مدلیه... اگه انسان باشه ممکنه منطقی برخورد کنه.. راستش منم زیاد سر در نمیارم...
این استاد مربوطه ما هم که همش دم از کتاب کارل یاسپرز بنام "ایده آزادی در دانشگاه میزنه هم شد این ..که دانشجورو در انحصار قرار میده :)) از بقیه چه انتظاری؟؟ البته میدونی به نفع خودمم هست... اینکه فقط با یه دونه استاد درست حسابی باشم خیلی بهتر از اینه که با چندتا استاد معمولی پابلیش داشته باشم... و فک میککنم از طرفی هم به نفع اسم خودم هم باشه در آینده.. فقط از این شاکی ام که تابستونمو تماما صرف چیزی کردم که اگه از قبل باخبر بودم هیچوقت وقتمو براش نمیذاشتم و وقتم رو جای بهتری صرف میکردم.. از طرفی حسابی از چشم اون یکی استادم میفتم و معلوم نیس در اینده ای نزدیک چطور سرم تلافی کنه :))))))
خلاصه اینکه شما هم همه جوانب رو اول بسنجید که بعدا مثل من نشید :))) بی گدار به آب نزنید.. از چند نفرم اطلاعات بگیرید واسه تصمیم گیری بهتر
موفق باشی آقای قاسمی :))))))))))))))))))))))))))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">