ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

خیلی هم حالم خوبه :دی

يكشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۰۷ ب.ظ

1. خوشحالم که به زودی خانواده مو میبینم.. امتحانات رو به اتمامه... آخ چه حالی بکنم من :))) حرف زدن با خواهرم و مامانم تو آشپزخونه :) قربون خواهر زادم رفتن.. غذای خوشمزه.. خونه ی گرممون.. خواب راحت ... وای که اگه صدسالم بگذره لذت این چیزا واسم کمرنگ نمیشن ... حتی چایی که اونجا میخورم یه چیز دیگست... تو خوابگاه صدتا چایی ام بخورم نمیچسبه...


2. اون روز اون پسر درسخونه کلاسمون که باهم تو یکی از گروه های درسی هم گروه هستیم، تو تلگرام اومد تو صفحه چت من یه حرفی زد که من یکم جا خوردم !!! راستی موندم این واسه چی اینهمه درس میخونه :)))) اقامت کانادا داره .. باباجان پاشو برو دیگه :))))))))) ولی درکل خیلی باشخصیت و مودبانه صحبت میکنه کلا... و سرش تو کار و درس خودشه فقط... حالا بماند که چی گفت دقیقا... ولی من تا اون لحظه بجز بحث کارای گروهی و درسی و حالت خیلی رسمی هیچ صحبتی باهاش نداشتم... دیدم یهو یه چیزی درباره من بهم گفت :))))))))))))) مونده بودم چی بگم!!!!! حالا حرف خیلی خاصی ام نبود ولی خوب غیرمنتظره بود!!! شایدم حرف خاصی بود؟؟!نمیدونم.. بود؟؟ نبود؟؟


3. دوس دارم برم یه جایی که بشه بلند بلند گریه کرد!!! خل شدم؟؟؟ کجا خوبه؟؟ دیشب داشتم به بام فک میکردم.. گفتم مثلا اخرهفته برم بام .. سوار تله سی بشم .. دوتا صندلی عقبی و جلویی رو هم بخرم که کسی سوار نشه و بعد با خیال راحت طول مسیر گریه کنم!!!!!!!!!!!!! امکانات کوه رفتن هم ندارم که پاشم برم کوهی جایی.. درضمن تنها هم هستم جای خلوت نمیتونم برم :خط صاف .. پس همون توچال از بقیه بهتره :خط صاف


4. همیشه دوس داشتم با یه آدم خیلی باهوش ازدواج کنم :))))

هنوزم دوس دارم... مثلا خیلی المپیادی های ریاضی رو دوس داشتم :)))))) آدمای خنگ کلافم میکنن ... البته دوس دارم از من باهوش تر باشه... جوری که من حس خوبی بگیرم وقتی اونهمه هوش سرشارشو میبینم :)))))))))) درضمن من یه آدم خیلی وفادار دوس دارم... خیلی وفادار... خیلی خیلی وفادار!!! فقط باهوش و باتحصیلات و خیلی وفادار :خط صاف... پولم نمیخوام :))))) باهوووووووووش وفادااار :))))))))))))))))))))))) این دوتا فاکتور به اندازه کافی هیجان انگیز هستن برای من...

بنظرمن وفاداری تو خون و ذات یک نفر میتونه باشه... به هیچ کس و هیچ چیز وابسته نیست...کسی که وفاداری بطور ذاتی براش وجود داره همیشه وفادار خواهد ماند.. تمام :)))



+ این همه احساسات متناقض در یک پست :))) ... فشار امتحاناته :دی ... چیزی نیس خوب میشم :دی


۹۴/۱۰/۲۰ موافقین ۱ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۸)

۲۰ دی ۹۴ ، ۲۳:۱۸ مــــــــ. یــ.مــ
:)
مورد چهارم خیلی بیربط منو یاد ِ فیلم ذهن زیبا انداخت:)))
پاسخ:
 Beautiful Mind
فیلمی که خیلی تعریفشو شنیدم و دوستم هم داره این فیلمو و هی میخوام ازش بگیرم ببینمش ولی قسمت نشده هنوز :))
حالا چرا بی ربط؟ :)
۲۱ دی ۹۴ ، ۰۰:۱۱ مــــــــ. یــ.مــ
واای ندیدی:-|
بقول بچه ها یک چهارم همرت برفناست:-)))
خیلیم بیربط نبود:-/
حالا فیلمو ببین میفهمی ربطش رو:))
پاسخ:
آره نگو .. خودم برم ببینم :))))
البته فک کنم میدونم راجع به یه آدم باهوشه فک کنم.. ولی بیشتر نمیدونم..
حالا ببینمش ببینم چطوریه :دی
دونقطه دو خط...
مشخصه فشار امتحانا بالاست...
پاسخ:
بشدددددت
:))))))))))))))))))
جساراتا اون پسره چی گفت؟؟
منم با همکلاسیام به جز درس کار دیگه ای ندارم.حداقل بگید مام یادبگیریم!
پاسخ:
نخیر شما نمیخواد از این چیزا یاد بگیری :/:/:/:/:/:/:/:/
یاد بگیری که رو کی انجام بدی دقیقا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟ :/:/:/:/:/
لو بدید ببینم دختره کیه؟؟؟؟؟ :/:/:/:/
زنگ آخر سر کوچه وایسا کارت دارم :/:/:/:/
البته با توجه به رشتمون همکلاسیای ما همه پسرن! 
واسه الانم نمیخوام! الان که بچه م. واسه آیندم میخوام!
یه راهنمایی هم کنید کافیه! :>
پاسخ:
هیچی .. یه تعریف و تمجید مختصری داشتن.. 
و یحتمل منتظر یه ری اکشن مناسب از طرف من بودن تا بخوان بیشتر صحبت کنن ولی من بی پاسخ گذاشتم.. ینی اون پاسخی که احتمالا مد نظر اوشون بود رو بهشون ندادم.. 
البته اینا احتمالاته.. ممکنه همچین قصدی هم نداشتن.. نمیدونم.. بهرحال که ایشون برای من اهمیتی ندارن...
شما واسه آینده بیا پیش خودمممم :))))))
عجب!
پس تابستون دیگه ، کارآموزی به جای EPFL رفتن میام خدمت شما!!!

پاسخ:
شما هروقت بیای قدمتون رو چشم :)
چه حسی؟!
مگه این چیزاییه که میخونید کم چیزین؟؟ 700 صغحه کتاب و اینا...
من بازم عذرخواهی میکنم!! امروز چرا همه رو از دست خودم دلخور میکنم؟ شما سومین یا چهارمین نفر هستید متاسفانه و I can't realize why ...

پاسخ:
همیشه اوضاع اونجوری که میخواییم پیش ننیره متاسفانه :( 
وای نه من اصلا از دست شما ناراحت نیستم.. ینی دلیلش چیز دیگه ای بود :دی ... ناراحتی نمیشه بهش گفت چیز دیگه بود :دی
من فقط نمیدونم شما تو مغزتون چی میگذره...غیرقابل کشف! و مبهم...

طبیعیه.مهم اینه که چه کسی سریعتر خودش رو با اوضاع وفق میده.هیچ کسی اونجایی که دقیقا باید باشه نیست و براش باید زحمت بکشه.حتی منم الان سرجام نیستم دقیقا ولی فعلا بهترین جاییم که میتونم باشم.
فهمیدن اینکه چی تو مغز من میگذره سخت نیست!
فعلا به فکر بدبختی های 6 تا امتحان باقیمونده + مقاله رو زمین موندمم و هر لحظه استادم ممکنه تماس بگیره و کار بریزه سرم...
پاسخ:
همینطوره.. یکم نوشتم ولی پاک کردم :)
:))))))))) از اون لحاظ نگفتم... اون که مشخصه تو مغزتون چی هست آقای گاوس :))
بیشتر منظورم این بود از نظر شخصیتی مبهم هستین.. اینکه مثلا اگه این حرف زده بشه یا اون حرف زده بشه شما تو مغزتون چه تحلیلی ازش دارین :))) یا کلا دیدتون چطوریه به یه سری چیزا...
البته چون قبلا همه وبلاگ شمارو خوندم یه چیزایی دستم اومده ولی بازم غیرقابل کشفی :))) 
حالا من دیگه بیشتر از این فضولی نکنم :)) مخل درس خوندن و امتحانای شمام شدم :)) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">