ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

Active یا Passive مسئله این است

پنجشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۲۷ ب.ظ

امروز تو تاکسی آزادی که بودم دیدم هرچی میریم هی نمیرسیم :)) گفتم یعنی چه؟؟ شریف مگه همین ورا نبود؟ حالا روزای عادی و قبلنا هر وقت از اون سمت رد میشدم شریفو میدیدماااا ولی این سری علیرغم دقتی که اعمال کردم ندیدمش.. کلا برعکسم:))) گفتم لابد جلوتره ..دیدم جلوتر دارم خود میدون آزادی رو میبینم :)))) گفتم اااا آقا من پیاده میشم و متوجه شدم که از بغل دانشگاه رد شدیم و من ندیدمش :))))) فک کنم بینایی مو دارم ازدست میدم، جالبش اینه که هنوز عینکی هم نشدم:)...

خلاصه یه 5 دیقه پیاده برگشتم تا رسیدم... باتوجه به سخت گیر بودن شریف توی راه دادن و علاوه براینکه امروزم پنج شنبه بود احتمالش کم بود که بشه وارد دانشگاه شد ولی باشناختی که ازخودم دارم با اعتماد به سقف معتقد بودم رام میدن :)))... دیگه رفتم و کارتمو درآوردم دادم به نگهبان نگاش کرد گفت خانوم فلانی برای چه کاری میرید؟؟ با صداقت گفتم برا فلان چیز :D .. مکث کرد یه لحظه نگام کرد، من قیافمو مظلوم کردم شبیه گربه شِرِک :)) گفت باشه برو توو.. دیگه اومدم تو و کلی به خودم درود فرستادم :D

رفتم دانشکده برق، از یه دونه دانشجو پرسیدم ...بعد از دوتا دانشجو پرسیدم ..و درنهایت از یه دونه دانشجو پرسیدم :)) فاینلی کلاسو پیدا کردم رو برد اسم آقای گمگشته رو دیدم یه شماره هم کنارش بود من فکر کردم ساعت ارائه است ..گفتم ااا تموم شد :)).. بعد یه نفر گفت نه این شماره چیز دیگست.. دیگه رفتم تو کلاس و ردیف سوم نشستم :D

خلاصه که ارائه دوم بسیار عالی بود :D .. اصلا من فقط از ارائه دوم خوشم اومد :D


دیگه یه نفرم از دانشگاه ما ارائه داشت که به نمایندگی از همه کلا آبرومونو برد :))))) آخر سرهم اون آقایی که عکس میگرفت گفت همه برن جلو وایسن... همه پا شدن رفتن اون جلو حالا من واسه خودم ریلکس نشسته بودم :)))))))))))) یهو نگا کردم دیدم فقط من این ورم همه اون بالا وایسادن :)))))))))) دیگه منم مجبور شدم رفتم دیگه :)))))))))))))))

بعد کلا دانشکده هارو دیدم بنظرمن که خیلی هم قشنگ و خوب بود :D ینی یکم قدیمی بود ولی تو ذوق من اصلا نمیزد.. در انتها که با آقای گمگشته داشتم صحبت میکردم میخواستم یه چیزی هم بگم برام انجام بدن که متاسفانه یادم رفت!! آیکن دهن کج .. حالا چیز خاصی هم نبود ولی خوب برامن جالب بود ..

این بود اولین خاطره من :))


۹۴/۱۲/۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۱۰)

سلام.
خیلی لطف کردید تشریف آوردید.واقعا شرمنده م کردید.اصلا انتظار نداشتم زحمت بکشید بیایید.
اون لحظه که گفتم 40 دلار "بر" کیلوگرم رو دقیقا یادمه.نمیدونم چرا نگفتم"یک کیلوش 40 دلاره" . حتما اون لحظه فکر کردم علمی تره اگه اینطور بگم.
خیلی استرس داشتم و حتی یک بار هم تمرین نکرده بودم و همون طور که دیدید به خاطر عدم تسلطم و وابستگی نسبیم به اسلایدها eye contact م بسیار ضعیف بود.
پاسخ:
سلام :)
نه خواهش میکنم این چه حرفیه زحمتی نبود خودم دوست داشتم که بیام.. خیلی خوشحال شدم دیدمتون
ااا پس اگه دوس دارین اصلاحش کنم؟؟ :) .. ولی اصلا مهم نبودا .. ینی بنظرمن هیچ ایرادی هم نداره "بر" باشه یا چیز دیگه :)
استرس هم اصلا مشخص نبود چون خیلی هم روان و خوب توضیح میدادین .. تسلط هم داشتین.. اصلا اون eye contact که گفتم هم خیلی مسئله ای نداشت شاید چون من زیاد توجه کردم :D
+ آره دیگه وقتی همش موقع ارائه ها با گوشیتون ور میرفتید و لبخند(!) میزدید همین میشه دیگه!!میتونستید بجای با گوشی ور رفتن و لبخند(!) زدن اسلایدارو مرور کنید

شریف یه زمانی آرزوی من بود ... !

وای چقد خنگ بودم اون وقتا !!!

پاسخ:
هنوزم میتونه :)
چرا خنگ؟ :)

واسه اینکه چند تا دانشگاه اول کشور همه مثل همند !!

و اینکه الان به نظرم آدم به دنیا اومده که زندگی کنه !

خوبه که تلاش کنی به بهترینها برسی، اما نباید در اون حد من تو آرزوی چیزی باشی !!

ضمن اینکه شریف هم بهترین نیست !

تو ایران بهترینِ !

هرچند من الان دانشگاهی که الان هستمُ به شریف ترجیح میدم !!

پاسخ:
حرفات درسته :)
دانشگاهای خوبم ایرادای زیادی دارن.. بنظرمن آدم هرجا باشه میتونه موفق باشه ..بیشتر به خوده آدم بستگی داره دانشگاه زیادم تعیین کننده نیست.
ولی همه ماها آرزوهای کوچیک و بزرگی داریم.. شاید شریف آرزوی بزرگی نباشه ولی میتونه یه آرزو باشه.. مگه آرزو ها چیزای عجیب غریبی هستن؟

+موقع ارائه نفر اول اصلا با گوشیم کاری نداشتم و ارائه نوروزشاد رو داشتم گوش میکردم.نوروزشاد رو پنج شیش سالی هست به اسم میشناسم(الان فک کنم ارشدش تموم شده) اما تا حالا از نزدیک ندیده بودمش و افتخاری بود در کنارش ارائه داشتم.
دیگه بعد از اون که خیالم راحت شد و ارائم تموم شد با گوشی و لپتابم به هماهنگی بقیه امور سمینار میرسیدم!

پاسخ:
آره ارائه ایشونم خوب بود
آهاان پس هماهنگی امور سمینار بود :D
just kidding :D
۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۷ هولدن کالفیلد
حالا اگه منم برای همون همایش همون موقع برم شریف چون آناتومیم متفاوته و نمیتونم خودم رو مثل گربه شرک کنم، راهم نمیدن :|
پاسخ:
خیلی خوب بود :))))))))))))))))))))
آره واقعا شانس آوردم.. بقیه رو میبردن تو نگهبانی اسمشونو چک میکردن ولی من قاچاقی رد شدم :D
اما من با توجه به شناختم از دوستانم معتقدم شریف از همه دانشگاهها یک سروگردن بالاتر است و کلا کلاس دوستانی که در شریف دارم از نظر علمی متفاوت هست. حداقل من آدم سطح معمولی یا خوب از نظر علمی در شریف نمیشناسم و همگی عالی هستند. 
التبه دانشگاه خوب داریم در ایران کم هم نه! ولی شریف واقعا یک مقدار حسابش فرق میکنه.

پاسخ:
من نگفتم شریف بده اتفاقا خیلیم دوسش دارم و با اینکه خیلی ها از این کل کل های بچگانه میکنن میگن تهران بهتره اون یکی میگه شریف بهتره ولی من شخصا زیاد رو دانشگاهم تعصب کورکورانه ندارم و شریف رو شاید بیشتر دوس داشته باشم .. گرچه بنظرم باتوجه به تقریبا صنعتی بودنه شریف ولی وجود همه جور رشته ای مثلا تو دانشگاه تهران نتیجتا مقایسه ، شاید مقایسه ی برابری نباشه .. گفتم همه دانشگاها یه مشکلاتی دارن و خوب واقعا یه سری مشکلات وجود داره از جانب دانشجوها نه زیاد، بیشتر خود سیستم مثلا .. وگرنه اصلا نمیشه منکر استعداد بچه های این دانشگاه شد..

این بود اولین خاطره من :))
 :))))))) عالی
پاسخ:
خوب واقعا خاطره جالبی برام بود :)
باورت نمیشه چقدر خندیدم پاش
مرسی بازم :)
پاسخ:
من خودم به جوکای بی مزه خیلی میخندم :D
بنظرمن تو دانشگاههای ایران دانشگاه تهران اوله. خیلیا رو میشناسم که رتبه ارشدشون تک رقمی شده اما تهران رو انتخاب اول زدن. سطح علمی شریف بالاس. اما دانشگاه تهران یه دانشگاه جامع هست که توش هم درس میخونی هم کلی برنامه ی فوق العاده و اجتماعی داره
پاسخ:
بنظرم نباید به خاطر برنامه های اجتماعی و اینها یه دانشگاهو انتخاب کرد.. زیاد قانع کننده نیست.. حالا اگه که دلیل دیگه ای باشه بهتره.
هرچند مطلب درجهت مقایسه و اینها نبود اصلا :) صرفا یک تجربه و خاطره خوب برام بود که نوشتم تا بمونه :)
۱۵ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۵۶ کلنگ همساده پسر
دانشگاه فقط دانشگاه ما، پرینستون. تمام شد رفت :))
خاطره جالبی بود.
پاسخ:
هاروارد و استنفورد هم گزینه های بدی نبودن ها :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">