ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

در تربیت فرزندان خود کوشا باشیم!

يكشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۱۸ ق.ظ

ظهر داشتم ظرف میشستم یه دختربچه اومد تو آشپزخونه با یه لیوان دستش.. یکم باخجالت نگام کرد.. گفتم میخوای بشوری عزیزم؟؟ گفت آره.. گفتم بده من بشورم.. گفت نه مرسی خودم میشورم.. خیلی بامزه بود خیلی :))) .. منم بهش اجازه دادم خودش اینکارو بکنه...

چقد خوبه که به بچه از همون بچگی مسئولیت های کوچیک بدی... من یکی که اصلا علاقه ندارم بچه هامو سوسول بار بیارم.. دوس دارم بچه هام خودساخته بشن :D .. مخصوصا اگه پسر باشه.. هرچقدر هم وضع مالیم خوب باشه بازم از همون بچگی مسئولیت پذیری رو یادشون میدم.. اصلا چرا تربیتای الان انقد اشکال داره؟ چون پدر مادر فکر میکنن باید برای بچه همه چی مهیا کنن... و جالب اینجاست که تصور میکنن دارن به بچه شون لطف میکنن... البته نمیگم به بچه سختی بدی.. نه.. خوب یسری امکاناتو باید براش فراهم کنی و وظیفته.. ولی تا جایی که بدونی به ضررش در آینده تموم نمیشه.. وقتی از حد بگذره و این بها دادن ها از مسیر و هدف اصلیش منحرف بشه اون وقت جنبه منفی پیدا میکنه.. همین میشه که بچه افسار گسیخته میشه.. این روش درستی نیست.. 

یکی از فانتزی هام اینه که بعدا یه پسر داشته باشم بعد بزرگ شده باشه بعد خیلی منو دوس داشته باشه :)) ... خیلی هم باهوش باشه :)) .. بعد باعث افتخار منو باباش بشه.. آخی نازیییییی.. اصلا همین که نگاش کنم دلم براش ضعف بره.. ای جون :)))).. دخترهم دوس دارم.. دختر خیلی دلسوزه پدر مادره..  البته در حالت کلی دوس دارم بچه های زیادی داشته باشم :))))))))) تا ببینیم بجز جبر زمانه، توافق چطوری حاصل بشه :)) ... پسرا بعداز ازدواج نسبت به پدر مادر یکم بی وفا میشن.. اون سری با مامان اینا داشتیم صحبت میکردیم من همینو گفتم.. گفتم مامان زیادم بد نشد که داداش ندارم.. پسرا وقتی ازدواج میکنن خیلی تغییر میکنن و این بده.. مامان گفت خودت هم بعدا پسر یه مامانی رو میخوای بگیری پس ینی توام باعث میشی تغییر کنه؟؟؟.. این درسته؟؟؟؟ :))))) گفتم مامان جان من خودم مخالف سرسخت این تغییرات مردها بعد از ازدواجم بعد خودم هم بیام بشم یکی مثل همون زنا؟؟ :)))...

واقعا دور و برتون نگاه کنید.. چندتا مرد رو میشناسید که بعد از ازدواج عوض نشده باشن؟؟ که خانوماشون روشون تاثیر نذاشته باشن؟؟؟ خیلی کمن خیلی... امیدوارم لااقل خانوماشون خورده شیشه نداشته باشن که اگرهم قرار باشه تغییری توی اون آقا اتفاق بیفته ، لااقل تغییر مثبتی باشه!


۹۴/۱۲/۲۳ موافقین ۱ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۵)

بچه زیادش خوبه، میدونی چرا؟
چون آبگوشت دور همی خیلی میچسبه :)
پاسخ:
کله پاچه ام خوبه 
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۵۷ سادات خانوم
من من من :))))
وختی مزدوج شدم میخواستم بصورت افراطی همسری رو بکشم سمت خودم :|
بعد یه کم که با خانواده شوهر مراوده داشتم دیدم نه اونام آدمای خوبی بنظر میرسن :)))
خلاصه اینکه الان بهشون لطف کردم اجازه دادم همسرم صبحا بهشون سلام صبح بخیر بگه :))
یع همچین عروس بامعرفتیم من :D
با اون قسمت بچه زیاد داشتنم موافقم اساسی :))
شعارمم اینه : هر دو سال یه نی نی :)))))))
پاسخ:
واقعا؟ :)))) بیا.. اینم نمونه Live اش :))
آخه چراااا؟؟ باباجان نکنید این کارارو :)) .. دلت میاد واقعا؟ :D .. من واقعا متوجه نمیشم چه فرقی بین خانواده آدم با همسر وجود داره؟!! اوناهم مامان بابا هستن.. چطور میشه با مامان باباها خوب نبود؟؟ حالا پدرمادر هرکی که باشن...
من به این حدیث جدن اعتقاد دارم و همیشه سعی کردم تاجاییکه میتونم انجام بدم:
هرچیزی که برای خودت میپسندی برای دیگران هم بپسند.. و بالعکس..
فردا پس فردا خودت هم ممکنه عروس داشته باشی بعد دوس داری اونم باخودت اینکارو بکنه و پسرت رو ازت دور کنه؟
راجع به شعارت هم:
هر دو سال؟؟ چه خبره :D

خونواده برا من رکن اساسی و ضروری در امر مقدس ازدواجه ‏!!!

دقیقن به همین دلیل که خونواده ی همسر مثل خونواده ی خودتن و باید اونقدر محبت داشته باشن تا همیشه بشه کنارشون بود :‏)‏ ‏!‏
پاسخ:
میدونی من میگم اصلا خانواده بی محبت نمیشه نسبت به فرزندش..
ینی نمیشه که یه خانواده ای بچه شو دوس داشته باشه ولی انتخاب بچه شو (همون همسرشو) دوس نداشته باشه! بنظرم نداریم همچین چیزی..
همش سوتفاهمه.. و اون پیش فرض ذهنیه که سالهاست بین عروس و مادرشوهر و اینها جا افتاده!! خوب نیس که با پیش فرض وارد بشی! مردم حوصله دارن واسه خودشون تنش ایجاد میکنن :)) خوب عزیزمن در وهله اول خودت اذیت میشی دیگه :))
۲۴ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۰۲ سادات خانوم
متنبه شدم اساسی :)))

پاسخ:
قابل نداشت :D
سلام
با نظر شما درباره‌ی لزوم مسئولیت پذیر بار آوردن بچه‌ها کاملا موافقم. حتی معتقدم اندکی سختی هم لازمه تا از حالت خامی دربیان و باتجربه بشن. نمیشه بچه‌ای مثلا 20 سال در ناز و نعمت باشه و بعدش یکدفعه وارد دریایی از مشکلات زندگی بشه؛ حتما کم میاره.
پاسخ:
سلام
کاملا موافقم... این هم از نقص های تربیتی خانواده های امروزه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">