ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

keep calm and have long Hair...!

جمعه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۱:۴۶ ق.ظ

یاد پسرخاله ام افتادم که حدود 18 ساله که ندیدمش... با اینکه خیلی بچه بودم ولی هنوز قیافشو یادمه.... اتاقش تو اون سن خیلی برام عجیب بود... دیوارش پر از پوسترهای بزرگ و رنگی بود.. یکی از پوسترها یه زن مو بلوند بود و چقدر بنظرم خوشگل میومد.. بعدها که بزرگتر شدم سعی کردم اسمش رو بفهمم و کشف کردم که اون خواننده ترک (سیبل کن) بود ... عین این بچه های مزاحم دوس داشتم همش برم اتاقشو ببینم.. وهروقت میرفتم اتاقش داشت آهنگ گوش میکرد و با بی محلی بهت میفهموند که باید زودتر محل رو ترک کنی... خیلی سال میگذره و دیگه ندیدمش... چون دیگه رفت.... و هروقت اومد مثلا شرایط جوری بود که من ندیدمش... نمیدونم الانم هنوز اخموئه یا عوض شده؟...

پدر بزرگ مادریه من هیچ خواهری نداشته فقط یه دونه برادر داشته.. مادربزرگ مادریم هم تک فرزند بوده.. ینی مامان من فقط یه دونه عمو داشته.. حسابی خلوت بودن... عوضش من خاله و دایی هایی دارم ولی هر کدوم یه جایی زندگی میکنیم... و بچه هایی که ما باشیم چی ؟؟

من دلم میخواد بچه هام بعدا با دخترخاله پسرخاله و دختر عمو پسرعمو یا دخترعمه پسرعمه هاشون کلی ارتباط داشته باشن...نمیخوام جبر جغرافیایی ارتباطات رو کمرنگ و فاصله ها رو پررنگ کنه... مگر زندگی چیه جز همین مسائل به ظاهر پیش پا افتاده؟؟



بی ربط نوشت:

یکی از بهترین برنامه های تلویزیون که این تعطیلات منو جذب کرد مستند مسابقه "فرمانده" بود از شبکه افق :| ... عالیه این برنامه.. لااقل از دید من... یه سری داوطلب که تو این مسابقه شرکت کردن کلی مراحل سخت رو تو یه جزیره میگذرونن .. از 2 شبانه روز بدون غذا موندن تا رها شدن وسط آب با یه قایق بی امکانات و همچنین سوراخ!!! ... و درنهایت کسی که برنده بشه راس راسکی فرمانده میشه توی نیروی نمیدونم چی چی... کلا هم استقامت و هم هوش و خلاقیت افراد رو میسنجن.... خیلی از این کارای چالشی خوشم میاد...

موهام رو کوتاه نمیکنم!!... مامان مخالف سرسخت این قضیه است.. میگه باشه کوتاه کن ولی فقط 2-3 سانت:|||... گفتم no thanks مامان جان!!.. یه بار قبلنا 2 وجب موهامو کوتاه کردم حالا خیلی هم کوتاه نشد مثلا تا روی شونه هام .. کلی باحال شده بود.. ولی یادمه مامان و آز و بقیه دوستام آبرو برام نذاشتن و حسابی مورد عنایت قرار دادن من رو...


۹۵/۰۱/۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۲)

ای بابا. منم یه پسرعمو دارم که خیلی باهم خوب بودیم. اما الان حدود ده ساله ندیدمش. چقد بده
پاسخ:
بهرحال قانون طبیعت همینه.. هرکسی میره دنبال زندگی و سرنوشتش... بچه هام یه روز از پدرمادر جدا میشن.. کاش اینجوری نبود..
پس اگه همه معتقدیم که بده درنتیجه باید سعی کنیم با وجود مشغله های زندگی تا جاییکه میتونیم روابط رو گرم نگه داریم
۱۳ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۱۵ هولدن کالفیلد
خب هر ایده ای که میبینی بهت میچسبه، توی اورژینال بودنش شک کن!
ایده ی همچین مسابقه ای رو از نمونه ی آمریکاییش مستقیما برداشتن!
لینک: https://en.wikipedia.org/wiki/Fear_Factor
پاسخ:
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟
ای بابا امیدوار شدم گفتم چه برنامه خوبی ساختن واینا.. البته اون حالت حرف زدنه گوینده برنامه منو یاد مستندای خارجی مینداخت.. چقد باهوشم من...
ولی خوب بهرحال مهم اینه که برنامه خوبیه و در عالم واقعیت همین که همچین فرصتی رو دراختیار جوونای با انگیزه قرار دادن تا شانسشون رو امتحان بکنن خیلی خوبه. البته اینکه خودشون ابتکار بخرج بدن خوب قابل تقدیر تره ولی گاهی وقتا بد هم نیس این بومی سازی ها... حالا تو هرچیزی که باشه

+ من الان لینک رو نگاه کردم.. تو خیلی کشورای دیگم اومدن ساختنش.. و یه فرقی که دارن اینه که اینجا به برنده پول نمیدن، شغل میدن اون هم درجه ی فرماندهی... و یه فرقای دیگم فک کنم دارن انگار.. البته متوجهم که گفتی "ایده" شو ورداشتن..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">