ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

چطور انگیزه پیدا کنم؟؟

چهارشنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۵، ۱۰:۳۸ ب.ظ

دیروز دوچرخه رو ورداشتیم بردیم یکم ورزش کردیم... و پاهام کلی درد گرفت ... damn it... منی که قبلنا حتی میتونستم 2 سانس پشت هم استخر باشم الان با یه دوچرخه سواری اینجوری پاهام درد بگیره؟؟ ... ترمیناتوری بودم واسه خودم :دی..  البته الان درد ندارم ینی اسید لاکتیک جمع نشده تو پام ولی تو اون لحظه برام سخت بود... باید دوباره ورزش کنم... گفتم استخر و جیگرم کباب شد :|||... و منی که قبلنا هفته ای حداقل یکبار میرفتم شنا ، همانا الان یکسال و نیم شده که آب ندیدم :دی...  تازه یه زنبور هم ساق پامو نیش زد ... و من همچنان با خیال راحت به کارم ادامه دادم :)) البته شانس آوردم جین skinny پام نبود... تازه باید خوشحال باشی که زنبور نیشت بزنه.. کلی مفیده برا بدن :)) .. مردم زنبور درمانی میرن من مجانی مستفیض شدم :دی... کلی هم آهنگ مبتذل گوش کردم :دی...

همینجوری که به افق خیره شده بودم میخوند:

با تو احساس آرامش من ذاتیه...

هاها


آهان ... هنوز تهران نرفتم!... چرا؟؟ چون دوتا درسمون با یه استاده که ایشونم ایران نیستن هفته بعد میان... اون یکی استادمونم نبودش... دیگه فقط یه استاد بود که اونو هم بچه ها اطلاع دادن کنسل کردن.. منم که با دکتر پن قرار نداشتم درنتیجه گفتم یه چند روز دیگم بمونم.. نه که کم موندم :دی... امروز با مامان اینا رفتم خرید برا خوابگاه... از نرم کننده مو تا نوتلا رو از اینجا گرفتم که باخودم ببرم... ممکنه سوال پیش بیاد که تهران قحطی اومده؟؟؟ خیر تهران قحطی نیومده :دی... فقط دلم میخواد بابام برام خرید بکنه.. از خرید تنهایی تو تهران خوشم نمیاد..

ولی پس فردا تهرانم...


نظریه انتظار میگه که میزان احتمالی که یک اقدام منتهی به نتیجه یا اهداف مشخص میشود (E) ضرب در جذابیت نتیجه موردنظر (V) معادل است با انگیزه

درواقع:

نتیجه × جذابیت نتیجه = انگیزش.

فرض میکنیم که من میخوام برای کنکور دکتری آماده بشم ولی اونجوری که باید تلاش نمیکنم... دو عامل میتونه تاثیر بذاره، یکی اینکه من احتمال اینکه بتونم رتبه خوبی توی کنکور کسب کنم رو پایین میبینم (حالا کاری ندارم که مثلا دلیلش استرس باشه یا اینکه خودم رو دست کم بگیرم و...) .. عامل بعدی اینه که نتیجه اونجوری که باید برام جذاب نباشه ینی به ظاهر میگم که دوس دارم رتبم خوب بشه ولی تو دلم میگم با این تصور که حالا رتبم هم خوب شد دکترم شدم آخرش یا بیکار میمونم یا حقوق معمولی خواهم داشت یا اصلا برا چی باید دکتری بخونم و ندونم چرا میخوام اینکارو بکنم یا خیلی چیزای دیگه!! (اینجاهم فرض این رو که این تفکرات چقدر واقعی باشن رو درنظر نمیگیریم)... خوب نتیجه این میشه که دیگه اون انگیزه لازم رو برای درس خوندن ندارم...

یا یه مثال دیگه... فرض میکنیم که من میخوام جزو چند دانشمند برتر کشور تو حوزه خودم بشم... احتمال اینکه به این هدفم برسم رو بالا میبینم چون مثلا دکتر پن جزو چند تای اوله و تو سن کم هم به این درجه رسیده پس برای من چیز دور از دسترسی نیست... عامل بعدی جذابیتشه که ببینم مثلا اگه به این برسم پشت سرش به چه چیزایی میرسم آیا نتیجه منو ارضا میکنه؟؟... بخاطر همین انگیزه بالایی خواهم داشت.

وقتی کسی میگه برای فلان کار انگیزه ندارم، برای درس خوندن انگیزه ندارم و و و ... خوب حالا چیکار کنم که انگیزه پیدا کنم؟؟

این فرد رو باید به حال خودش رها کرد و فقط بهش بگی: پس هیچوقت اون کار رو انجام نده!...

یه چیزی هم هست که فراتر از انگیزه است... الهام.. آدمایی هستن که طول شبانه روز بی وقفه کار میکنن و هرکاری از دستشون بر بیاد دریغ نمیکنن چون به هدف بالاتری اعتقاد دارن و از درونیاتشون الهام میگیرن و بخاطر آرمان هایی مثل عشق به کشور ، یا ساختن برای نسل آینده کار میکنن... درواقع باور به یه آرمان والا، الهام بخش اینجور افراده...

من میخوام به چیزی بیشتر از انگیزه فکر بکنم...


۹۵/۰۱/۱۸ موافقین ۰ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۲)

من موندم ادم فقط به علاقه ش فکر کنه یا درامد؟ جفتش انگیزه داره ولی وقتی باهم در یک جهت باشن.قطعا انگیزه صدبرابر میشه.  من خودم بین دو راهیم. الان جایی هستیم که معلوم نیست تا چند سال دیگه فقط به علاقه ت میرسی یا فقط به درامد :/ 
پاسخ:
قطعا همینطوره.. که اگه هم جهت باشن انگیزه بیشتر میشه.. ولی شخصا هیچوقت حاضر نشدم به صرف درآمد برم سمت چیزی... چون اصلا برام قابل تحمل نیست... آدم کم میاره نهایتا...
ولی ببین من یه چیزی رو خوب میدونم... اینکه تو هر فیلدی که باشی اگه توش بهترین باشی قطعا به بالاترین جاها میرسی.. ولی تلاش مضاعف میطلبه... ولی هر آدمی تو هر رشته ای یه قیمتی داره... رشته ها قیمت مارو تعیین نمیکننن.. بلکه ما آدما واسش قیمت تعیین میکنیم...
بطور مثال زبان انگلیسی شاید رشته درآمدزایی نباشه و خیلی هم زیاد باشه درحال حاضر... ولی من یه استاد زبان داشتم که فقط یک دونه از جاهایی که کار میکرد ماهی 12 میلیون ازشون میگرفت، بابت چقد کار؟؟ بابت هفته ای یکی دوتا ایمیل فقط  :) .. کلاس فقط خصوصی ورمیداشت که اونم محدود بود ... ترجمه هاش صفحه ای از 40 تومن کمتر نبود... تازه اصلا ترجمه کتبی انجام نمیداد چون واسش وقت تلف کنی بود مگه اینکه واسه آشنا انجام میداد... دانشگاهم تدریس میکرد... دیگه بقیه جاهایی که کار میکرد رو من خبر نداشتم... روزی 3 ساعت میخوابید!!..
اگه کسی ازمن این سوال رو بپرسه من میگم اگه باهمون علاقش که مثلا انگلیسیه به همچین درآمدی نرسه پس بهتره سراغ هیچ کار دیگه ای هم نره...

اصلا از بحث در آمد اگه بگذریم اینکه آدم مثلا یه پزشک معمولی باشه بهتره یا یک فلان کاره اسم و رسم دار که تو حوزه خودش یه برند شده؟؟
رمز موفقیت تشابه نیست... تمایزه!... تمایز.. تمایز .. تمایز :)
اتفاقا منم با تو همفکرم. منم معتقدم که علاقه زیاد به چیزی استعداد میاره و در نهایت میشه تووش خلاقیت زیادی پیدا کرد. ولی امان از ادمای دوروبرمون که همش دلسرد میکنن و نسخه خودشونو واس بقیه هم میپیچن:/
پاسخ:
مردم حرف های زیادی میزنن.. ما بیشتر عمرمون رو داریم صرف اهمیت دادن به مردم میکنیم... مردمی که عملا وجود ندارن!
مردم مارو مجبور میکنن تا درمورد رشته ، شغل، آینده، ازدواج ، انتخاب همسر و خیلی چیزای دیگمون طبق میل اونها تصمیم بگیریم...
درواقع ما اکثر انتخاب هامون رو بر این اساس انجام میدیم درحالیکه مردمی که از اولش هم وجود نداشتن و هویت مشخصی نداشتن یه روزی مارو با انتخاب هایی که بنا به خواست اونها انجام دادیم تنها میذارن و اون وقت اگه از زندگیمون راضی نباشیم و حسرت چیزهایی که دوس داشتیم و ازشون صرف نظر کردیم رو بخوریم، مقصرش فقط خودمون هستیم..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">