ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

کنکور کلا معیار بیخودیه

پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۱۳ ق.ظ

(با عشوه) ... الهی من فدای صدات بشم نفس من جونم :| ... دلم برات تنگ شده!

مکالمه یکی از دخترا تو راهرو با دوست پسر یا حالا نامزد مربوطه :| .. که صداش کامل تو اتاق من میاد... خوووووب داشتی میگفتی؟؟ دیگه چی؟؟ ...خوب منم میخوام فدای صداش بشم ولی خوب نمیام تو راهرو اعلام بکنم که عسیسم.. البته خوب شرایط من یکم متفاوته تو داری باهاش مکالمه میکنی :|... دیگه خواستم پیش خودم کم نیارم زنگ زدم به مامانم ولی جواب نداد :| ... مامانمون هم جوابمونو نمیده :| .. میخوام باهاش بهم بزنم :|...

داشتم دنبال کارتم میگشتم که یکی از ناخونام شکست :((((((... در این مواقع یه جیغ خفیف میکشی و بعد یه اه میگی و در ادامه یکم دردش رو متوجه میشی

معضل بعدی اینکه این کولر رو چند روزیه روشن کردن و دقیقا و مستقیما به تخت من میخوره!... الان مجبور به پوشیدن سویی شرت شدم و پتو رو کشیدم رو پام و نشستم رو تخت و لپ تاب جلومه دارم درس میخونم :| ... خوب این درسته الان؟؟؟

درد که یکی دوتا نیست که..

فردا و پس فردا کنکور ارشد هست... امیدوارم امشب خوب بخوابن و فردا هرکی هرچقد تلاش کرده نتیجه شو ببینه... انگار همین دیروز بود که فردا کنکور داشتم :| .. و از ساعت 10:30 رفتم بخوابم ولی تا ساعت 3:30 شب خوابم نبرد :| .. و من هم اهل قرص خوردن نیستم حتی اگه یه وقتایی ...یه روزایی.. جاییم درد بکنه بازم قرص نمیخورم و درد رو تحمل میکنم... به همین علت اون شب تلاش کردم که بخوابم و خوب موفق نشدم... و صبح هم برف اومده بود و قلبم تو حالت standby بود و یکم طول کشید تا شروع به کار بکنه و سر جلسه کنار یه در شیشه ای خیلی گنده بودم و خوب بهرحال برف اومده بود و انگشتام یخ کرده بود و سمت چپم هم یه دختره بود که خیلی خوش خیال بود چون همش میگفت تقلب بده!!..

خودمونیم چه امید و آرزوها و دلخوشی هایی داشتیماا.. درکل کنکور ارشد خیلی خیلی راحت تر از کنکور لیسانس هست... خیلی راحت... ایشالا فردا روز خوبی باشه برای کنکوری ها...هرچند که همچین مالی هم نیست :|


۹۵/۰۲/۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۱۰)

bet nemiad konkur dade bashi !
Chera va cheGune bedune konkur narafti arshad ?!


+ bet Gofte budam neveshtehat kolli enerGy mOsbAt bem taZriGh mikoNan ?!
پاسخ:
:)
خوب عزیزم ربطی نداره... حتی اگه بتونی با استعداد درخشان بری بازم خیلی ها کنکور رو میدن.. بالاخره باید یه حدنصابی رو بیاری
+ خوبه که تو روزای غمگین هم بتونم انرژی مثبت بدم :) ... و اینکه تو خوب میبینی نوشته هامو :)
من کلا وقتی باید استرس داشته باشم خونسرد خونسردم انگار نشستم لب ساحل با لیدی مربوطه داریم جوس میخوریم دیشب استاد زبانم گفت میشه یکم استرس داشته باشی! نا سلامتی فردا اسپیکینگ داریا! گفت یه یه دیر تیک ایت ایزی خب بگو تا برات لکچر بدم کیف کنی . هیچی بنده خدا امروزم دوباره زنگ زد کلی صحبت کنه. 
پاسخ:
من هم کلا آدم استرسی نیستم... البته دروغ چرا گاهی یکم استرس میگیرتم...
شما دیگه خیلی خونسردید که به مرحله آبمیوه هم میرسید :|
چه استاد خوبی... ایشالا فردا خوب پیش بره همه چی
شاااااااااداب!!!!
قبلنا به اندازه کافی ناواضح مینوشتی الان رمزی هم میکنی :////
نچ نچ نچ....
همون ناواضح بنویس!! 
رمزی نکن!!
آیکون گریه :((((
پاسخ:
خوب نیستم ملیکا جان ... ببخشید.. باشه سعی میکنم رمزی نکنم...

+ یه ایمیل بهش دادم...
میخوای کاری کنی که غیر مستقیم تحقیرش کنی؟
پاسخ:
من؟؟؟؟
ینی چی؟؟؟
چه کاری؟؟؟
من هرگز دلم نمیاد اینکارو بکنم!!!! ... این چه راهنماییه عزیزمن که میکنی... من ترغیب به اینکارا نمیشم
چرا باید کسی که بی نهایت دوس دارمو تحقیر کنم؟؟؟؟؟
سلام شاداب.
چی شد؟ 
دیدیش؟ 
چیزی نگفت؟ چی گفتی بهش؟
پاسخ:
آره... 
میدونی .. خیلی سخت بود
حرفی نزدیم.....
حالت خوبه الان ؟
میدونی....
نباید خودتو سرزنش یا اذیت کنی...
تنها هم نباش...مخصوصا فردا که تعطیله...
با دوستات دوباره برنامه های دیروز و اینا رو بذار...تنها نباش اصن این چند روزه...
پاسخ:
باید تنها باشم ...
:)
شاداب گوش کن به حرف...
تنهایی خوب نیست الان...
پاشو برو پیش دوستات...
میخوای غصه بخوری ، غم و غصه تو به اونا بگو...
میخوای بخندی با اونا بخند...
اما تنهایی نه...الان وقت تنها بودن نیست...
خیلی بده الان تنهایی...گوش کن به حرف...
پاسخ:
سعیمو میکنم...
مرسی که به فکرمی دوست خوبم
راستی...درست حدس زده بودم چیزی میخوای بهش بدی! من هم دخترا رو خوب میشناسم هم پسرا رو ;)
پاسخ:
آره نمیخواستم لو بدم گفتم یکککک درصد اگه کامنتمو ببینه اون وقت میفهمه
میخواستم سورپرایز شه :)
حق داشتم خودم بهش بدمش... و نه آموزش دانشکده!!!
حس بدی بود اونجوری
1-خب اون عدد 10،15 سالی که بهت گفت بالاخره یا برنامه ی خودشه یا خانوادش یا توافق هر دو...هر کدوم هم که باشه هیچ کاریش نمیشه کرد و اصلا فرقی نمیکنه...فک نکن اصلا به این موضوع

2- اون بیچاره هم از همین میترسیده که سالها بگذره و تو هنوز بهش فکر کنی واسه همین ازت خواهش میکرده که همین الان همه چیو تموم کنی...
پاسخ:
آره فرقی نمیکنه....
چرا من انقد تجزیه تحلیل میکنم :)
برو شهاب مرادی بخون...
من یه مدت وقت گذاشتم و چندصد تا سوال و جواب رو خوندم و خیلی با دلایل واقعا محکمه پسندی توضیح میداد این موارد رو که واسه منم سوال بود.من به خوبی اون نمیتونم واست توضیح بدم...
حتما بخون...
http://shahab-moradi.ir/fa/message
پاسخ:
ببین عزیزم من سنم کم نیست... الان 6 ساله که خوابگاهم.. تو خوابگاه هم تاااااااا دلت بخواد روابط دختر پسری دیدم و ناخواسته هم حتی اگرم سرت تو کار خودت باشه خوابگاه خیلی چیزا بهت یاد میده...
از همین الانشم اون چندصدتا سوال رو حدس میزنم و بهتر از شهاب مرادی هم میتونم جواب بدم :) ...
من اصلا نمیگم تو یا شهاب مرادی یا بقیه اشتباه میگین... من فقط دوسش داشتم ... همین :)
حالا شما تا 100 سال دیگه بگین نباید دوسش داشته باشی...
میدونم.. بالاخره که باید فراموشش کنم... و اون هم همین الانش داره زندگیشو میکنه راحت... و معلوم نیس 15 سال دیگه اون تو بغل کی هست .. هاها
و اصلا معلوم نیس من 5 سال دیگه ایران هستم اصلا و 10 سال دیگه باکی عروسی کردم و شوهرم کیه و 20 سال دیگه چندتا بچه دارم!
اینا همه با گذشت زمان اتفاق میفته... بحث اینا نیست.. بالاخره زمان خیلی چیزارو رقم میزنه...
من فقط دوسش داشتم....
همین و همین :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">