ماراتن تا موفقیت

ماراتن تا موفقیت

اگه بگن کدوم فیلم یا کتاب درواقع داستان زندگی تو هست میگم کتاب "تیزهوش" از هرمان هسه.
البته این کتاب شرح زندگی گذشته من هست که ازش عبور کردم.

من نمیخوام ماریجوانا بکشم!

يكشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۸، ۰۵:۲۰ ب.ظ

1. 

یه دختر تین ایجر امریکایی تو اینستاگرام بود از مدل میکاپ هایی که میکرد خوشم میومد.. یه مدت کوتاهی فالوش کرده بودم.. خیلی mess بود.. پدرش معلوم نبود کجاست، مامانش هم نمیخواستش، و پیش مادر بزرگش زندگی میکرد، ماریجوانا میکشید و شاید چیزهای دیگه که نمیدونم من اسمشونو... یه روز لایو گذاشته بود و میگفت مادربزرگم هم از خونه بیرونم کرده و الان هوم لِس ام و در ماشین می زی ام، و همزمان هم داشت ماریجوانا میکشید، براش کامنت گذاشتم واقعا بیوتیفولی تو، با خودت اینکارو نکن! عین این بابا مامانا هستنا :)) آخه یکی نبود بهم بگه فضووولی؟ دایه مهربانتر از مادر شدی؟ بشین زندگی خودتو جمع کن بابا :)) اونم کامنتارو میخوند و جواب میداد، یهو برگشت گفت چه کاری؟ ینی چیکار میکنم باخودم؟... اصلا هیچ ایده ای نداشت که دارم راجع به چی صحبت میکنم باهاش :)) 

الان یهو یادش افتادم ، با اینکه حرفی که بهش زدم از اعماق قلبم دلسوزانه بود و همراه با نفرت نبود، ولی فهمیدم نباید دیگه هیچکس رو قضاوت کنم حتی حق ترحم هم ندارم، چون زندگی بد درسی به آدم میده بعدش.. بله من حق دارم راه و روش زندگی کس دیگری رو نپسندم برای خودم و انجامش ندم، ولی حق ندارم از موضع بالا راجع به زندگیش نظر بدم... اصلا نظر ندیم آقا.. چه خوب چه بد، حس خوبی بهش ندارم دیگه... 

(البته من همچنان درمورد کسانی که پا رو دمم میذارن نظر میدمااا :دی... یه چیزی حتی در حد ترور شخصیتی :دی... و این رو حق مسلم خودم میدونم... ولی غیراز این، دیگه حقی برام نیست...)

چون هروقت کسی رو بابت کاری نکوهش کردم دقیقا خودم به حال اون شخص دچار شدم..حتی چیزهایی که فکرشم نمیکردم من یک روزی باهاشون موافق بشم... 

الان اومدم با اعتراف و ابراز پشیمانی پیشگیری کنم :))



2.

داشتم آرشیو وبلاگمو مرتب میکردم.. بعضیاشو میخوندم... یه هو به خودم اومدم دیدم دارم ناخونامو میجوم...


۹۸/۰۴/۰۹ موافقین ۱ مخالفین ۰
شاداب :)

نظرات  (۵)

حالا کجا هس این دختره ؟ حس دلسوزی پیدا کردم . بهش بگو بیاد خونه ی ما . در خونه ی ما به رویش بازه .
پاسخ:
امریکا :|
امریکایی بود اصلا.. 
۱۰ تیر ۹۸ ، ۱۴:۴۶ سجاد بوداغی
اونا واسشون عادی هست
فکر کنم یه بار از اخبار شنیدم که کشت ماریجوانا تو چند تا کشور آزاد شده
پاسخ:
آره آزاده ولی بنظرم بازم خطرات خودشو داره
همین الانشم خودشون تو فیلماشون کسی که از این چیزا بکشه انگار کار بدی داره میکنه، به عبارتی آدم حسابیاشون نمیکشن از این چیزا

و اینکه خب صحبت من ورای اینها بود.. منظورم این بود اگه چیزی از نظر من بده ولی از نظر دیگری بد نیست دلیل نمیشه بیام اونو هم سرزنش یا نصیحت کنم،  فوقش حق دارم خودم انجام ندم.. وگرنه سرم میاد.. حالا چه اون چیز خوب باشه یا بد فرقی نمیکنه،  مهم اینه که از نظر من بد بوده ولی درنهایت سر خودم هم اومده
۱۰ تیر ۹۸ ، ۱۹:۴۷ سجاد بوداغی
بله اون که شکی نیست. من هم بارها تجربه کردم که کاری رو که دیگران رو به خاطرش سرزنش کردم، خودم مرتکب شدم.
این کلیپ رو که حتماً دیدی:
پاسخ:
باز نشد کلیپه..فقط دیدم درباره رامبد جوانه.. و اینکه نه ندیدمش

قضیه رامبد کاملا فرق میکنه ها!!!  اون اسمش قضاوت نیست.. البته کاری به اون عده که به حجاب زنش گیر دادن ندارم،  اون برا من مهم نیس،  خودمم با حجاب نیستم
بحث دو رویی و نون به نرخ روز خوریه.. 
بحثش هم اصلا برام جالب نیس،  به اندازه کافی از اینجور ادما خوشم نمیاد
۱۱ تیر ۹۸ ، ۰۸:۰۰ سجاد بوداغی
نه، در مورد حجاب نیست. در مورد نون به نرخ روز خوردن هم نیست.
بخشی از صحبت‌های رامبد جوان در مورد قضاوت در برنامه‌ی گفتگوی تنهایی هست.
به نظرم کلیپش ارزش دیدن داره؛ واسه همین آپلودش کردم. امیدوارم این یکی باز بشه:

یا

https://bit.ly/2Xg5GYn
پاسخ:
دروغ نگم بهتون
حقیقتش حوصله منبر رفتن و قیافه رامبد جوانو ندارم
سلام شادی
چون دختر تین ایجر بود دلم براش کباب شد، مخصوصا که گفتی میکاپش هم قشنگ بوده! یاد این دخترهایemo افتادم،تصویرسازی را داری؟؟ D;
بعضی وقت ها ،بعضی حرف ها قضاوت نیست، مثل اینکه شما از روی دلسوزی من را نصیحت کنی
راستی هر وقت دیدی نظرهای من مناسب نیست ،منتشر نکن
اگر هم کلا نظراتم باعث آزردگی خاطره ، بگو که کلا نظر نذارم
پاسخ:
تصویر سازی خوبی بود ولی یکم قدیمی :)) الان میکاپ ها فرق کرده و به سمت نچرالی میره، دیگه مثل emo ها دور چشارو سیاه نمیکنن
آره قضاوت نیست، منم اصلا نگفتم قضاوت یا چی.. من گفتم کلا راجع به بقیه نظر ندیم، چون دقیقا یه روزی یه جایی خودمون اونکارو خواهیم کرد.. حالا این چیزیه که من عملا بهش رسیدم.. نمیدونم تجربه بقیه رو
نه آخرش اون کامنته رو منتشر کردم، ولی خب با ویرایش :|
آزردگی خاطر که نیست به من که ربطی ندارن، منم به اندازه شما عصبانی بودم از اون آدما، ولی الفاظ رکیک مشکلی رو حل نمیکنه.. 
شادی :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">